السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
4
تفسير الميزان ( فارسي )
ولى ما نزديكش مىبينيم ( 7 ) . روزى است كه آسمان چون مس ذوب شده مىشود ( 8 ) . و كوه ها چون پشم حلاجى شده مىگردند ( 9 ) . و هيچ حامى و دوستى سراغ دوستش را نمىگيرد ( 10 ) . با اينكه دوستان را به دوستان نشان مىدهند ، مجرم آرزو مىكند اى كاش مىشد فرزندان را در برابر عذاب آن روز فدا كرد ( 11 ) . و دوستان و برادر را ( 12 ) . و خويشاوندانى كه او را از خود مىدانستند ( 13 ) . و بلكه همه مردم روى زمين را تا خودش از عذاب نجات پيدا كند ( 14 ) . اما هيهات چه آرزوى خامى كه آتش دوزخ شعله ور است ( 15 ) . و در هم شكننده اعضاى بدن است ( 16 ) . او هر روگردان از حق و مستكبرى را به سوى خود مىخواند ( 17 ) . و همه آنهايى را كه اموال را جمع و ذخيره كردند در خود جاى مىدهد ( 18 ) . بيان آيات آنچه سياق اين سوره دست مىدهد اين است كه مىخواهد روز قيامت را توصيف كند به آن عذابهايى كه در آن براى كفار آماده شده ، از همان آغاز ، سخن از عذاب دارد . و سؤال سائلى را حكايت مىكند كه از عذاب الهى كفار پرسيده ، و اشاره مىكند به اينكه اين عذاب آمدنى است ، و هيچ مانعى نمىتواند از آمدنش جلوگير شود ، و نيز عذابى است نزديك ، نه دور كه كفار مىپندارند ، آن گاه به صفات آن روز و عذابى كه براى آنان تهيه شده پرداخته ، مؤمنين را كه به انجام وظائف اعتقادى و عملى خود مىپردازند استثنا مىكند . و اين سياق شبيه به سياق سوره هاى مكى است ، چيزى كه هست از برخى از مفسرين حكايت شده كه گفتهاند : آيه « وَالَّذِينَ فِي أَمْوالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ » در مدينه نازل شده ، و اعتبار عقلى هم اين نظريه را تاييد مىكند ، براى اينكه ظاهر عبارت « حَقٌّ مَعْلُومٌ » زكات است كه در مدينه و بعد از هجرت تشريع شد ، و اگر ما اين آيه را مدنى بدانيم ، ناگزير مىشويم كه آيات بعدى آن را هم كه تحت استثنا قرار دارند و چهارده آيهاند ، كه از جمله « إِلَّا الْمُصَلِّينَ » شروع و به جمله « فِي جَنَّاتٍ مُكْرَمُونَ » ختم مىشوند ، مدنى بدانيم ، براى اينكه همه سياقى متحد دارند ،